|
كارشناسي سنجش وارزشيابي ناحيه 4 اصفهان | ||
چه چیز از ما یک معلم خوب میسازد؟![]() ترجمه : ساناز فرهنگی من ده سال است که درس میدهم. در طی این مدت در مدارس دولتی، دانشگاه ها، دبستان های خاص، مدارس سواد آموزی و بازآموزی بزرگسالان کار کرده ام. کوچکترین شاگردم یک دختر 6 ساله و بزرگترین آنها یک مهاجر جامائیکایی، یک مادر بزرگ 63 ساله بود که تازه میخواست سواد یاد بگیرد. من حتی به بچه های معلول هم درس داده ام. گستردگی تجربیاتم زندگی معلمی ام را غنی کرده است اما مرا از لذت همکارانم محروم کرده است: این احساس که وارد کلاس تازه ای در ترم جدید میشوم و میدانم بچهها چه میخواهند و بهترین راه دادن آن به بچهها چیست. منظورم این نیست که بدون هیچ دیدگاه و ایده ای و کورکورانه به کلاس میروم. در اغلب موارد وقت کافی برای جمع آوری محتوای مناسب و چیزی که بچهها با آن کار کنند را دارم. اما آن چیزی که ندارم حس همانندی ای است که به معلمی دست میدهد که سالها در یک کلاس و یک پایه با همان درسها کار میکنند. من فکر نمی کنم چیزی که در ترم قبل مفید بوده، این ترم هم به درد بخورد. به خاطر وضعیت دایماً در حال تغییرم، من وقت زیادی را به فکر کردن درباره هنر و عمل معلمی، جدا از محتوای تدریس، سن بچه ها، اندازه کلاس یا برنامه آموزشی، تخصیص داده ام. هر جا که میروم معلم های نمونه ای را میبینم که دلم میخواهد بدانم چرا آنها اینقدر خوب هستند و چیزی که کشف کرده ام شباهت ذاتی ای معلم های خوب به هم، بدون توجه به تفاوتهای بنیادی ای مثل سبک، شخصیت، اهداف و الگوهای برهم کنش آنها با دانش آموزان است. من تا آنجا پیش میروم که بگویم شباهت های معلم های خوب با هم - در هر مقطع و برنامه ای - بیش از آن چیزهای مشترکی است که با سایر همکارانشان در موفقیت های مشابه دارند. ![]() برای فهمیدن جمله پر ادعای بالا، سعی کنید این تمرین را انجام بدهید. آرام بنشینید، چشم هایتان را ببندید، و سه تن از بهترین معلمانی را که تا به حال داشته اید، در نظر بیاورید. سعی کنید به خاطر بیاورید که آنها چگونه بودند، چه شکلی بودند، چطور حرف میزدند و رفتار میکردند، کلاس و دفتر کارشان چه شکلی بود و به عنوان دانش آموز چه احساسی را به شما انتقال میدادند. وقتی از تصویر هر کدام آنها راضی شدید، چشم هایتان را باز کنید و به این جملات پارکر پالمر فیلسوف و آموزگار فکر کنید: مسأله تدریس خوب، مسأله تکنیک نیست. من از دانش آموزان سراسر کشور خواسته ام که معلمان خوب خود را برای من توصیف کنند. بعضی از آنها معلمانی را توصیف کردند که دایم سخن رانی میکردند. بعضی آدمهایی را توصیف کردند که جز تسهیل کار گروهی کار دیگری نمی کردند و بعضی معلمانی مابین این دو را شرح میدادند. اما همه آنها افرادی را توصیف کردند که نوعی ظرفیت ارتباط داشتند، که خودشان را به دانش آموزان و دانش آموزان را به هم و همه را به موضوع تدریس ارتباط میدادند. آیا معلمان محبوب شما هم همین وصف را دارند؟ وقتی درباره کیفیت تدریس کسی حرف میزنیم به جنبه هایی مانند تکنیک، محتوا و ارائه توجه داریم. ولی همه ما افرادی را میشناسیم که دانش بی اندازه دارند اما نمی توانند آن را منتقل کنند. افرادی که روی کاغذ طرح درس عالی ای دارند اما شاگردانشان بی حوصله و خسته میشوند. اگر صادق باشیم باید بگوییم که تدریس خوب کمتر به دانش و مهارت و بیشتر به رفتار ما نسبت به بچه ها، موضوع و کارمان ارتباط دارد. بقیه این مقاله به ویژگی های معلم خوب میپردازد. این یک تعریف جامع و کامل نیست و بسیاری از معلمان عالی فقط بعضی از این خصوصیات را دارند و بقیه آنها را با ارزش نمی دانند. این ویژگیها را باید مجموعه ای از ابزارهایی دانست که به معلمان اجازه میدهد در کلاس ارتباط را پدید بیاورند و نگه دارند. ![]() معلمان خوب:• هدف دارند • منتظر موفقیت همه دانش آموزان هستند • تحمل ابهام را دارند • برای ارضای نیازهای بچهها تمایل به تغییر و هماهنگی دارند • از ندانستن ناراحت نمی شوند • به کارشان فکر میکنند • از مدلهای مختلف یاد میگیرند • از کار و شاگردانشان لذت میبرند
ادامه مطلب [ 90/10/27 ] [ ] [ علي رحيمي ]
هديهاي براي خوانندگان رشد آموزش ابتدايي
نوآوري در يادگيري با تکاليف درسي خلاق![]() راهنمايي براي آموزگاران، پدران و مادران سرآغازمجموعهاي که پيش رو داريد، از سلسله کتابهاي ((هدايت دانشآموزان به سوي موفقيت)) انتخاب شده است. اين مجموعه به نشاني اينترنتي http://www.learnstudyskills.com قابل دسترسي است و نوشتهي تحقيقي ((با تکاليف درسي به دانشآموزان خود کمککنيد)) که در اين کتاب، محتواي تغييريافتهي آن را با عنوان ((نوآوري در يادگيري با تکاليف درسي خلاق)) براي خوانندگان ايراني ارائه کردهايم، از سوي واحد آموزش ((ادارهي تحقيقات آموزشي و توسعهي ايالات متحدهي آمريکا)) با نشاني عمومي http://www.ed.gov/pubs/Helpingstudents در اينترنت قرار داده شده است. نانسي پائولو1 نويسندهي کتاب و ليندا داربي2 ويراستار آن است. تصاوير کتاب نيز کار خانم مارگريت اسکات3 است.
محتوايي از اين کتاب که آن را براي خوانندگان رشد آموزش ابتدايي برگزيدهايم، قدري با متن اصلي آن متفاوت است. در واقع، ما تلفيقي از ترجمه، پژوهش و تأليف را مدنظر داشتهايم. شيوهي کار بدينصورت بود که ابتدا متن کتاب با دقت تمام از زبان انگليسي ترجمه شد. مطالعات تطبيقي ويژهاي توسط مجلهي رشد آموزش ابتدايي صورت پذيرفت و مطابق با ويژگيهاي نظام آموزشي ايران، واقعيتها و مثالهايي براي موارد ذکر شده در متن خارجي فراهم آمد و نکاتي که با روشهاي آموزشي رايج در ايران منافات داشتند، کنار گذاشته شدند. آنگاه براساس متن اصلي و تجربههاي جمعآوري شده، کتاب جديدي براي خوانندگان ايراني تأليف شد.
![]() از اينروست که بر پيشاني مطلب، از عبارت ((ترجمه، مطالعهي تطبيقي و آمادهسازي)) استفاده کردهايم. همچنين سعي ما بر اين بود از ارائهي مطالب مشابهي که در کتابهاي معتبر ترجمه و تأليف شده به زبان فارسي دربارهي ((تکليف)) وجود دارند، خودداري کنيم. با تغييراتي که در نظام ارزشيابي از آموختههاي دانشآموزان در دورههاي ابتدايي و راهنمايي پديد آمده و اهميتي که آييننامهي امتحانات جديد براي ((تکاليف درسي و فعاليتهاي خارج از کلاس فراگيرندگان)) قائل شده است، بهنظر ميرسد مطالب مندرج در اين کتاب، ميتواند راهنماي مناسبي براي پدران، مادران و معلمان باشد و تکاليف ارائه شده توسط معلمان براي فراگيرندگان، نه از سر مکلف ساختن اجباري آنها، بلکه در ايجاد لذت و عشق و علاقه به يادگيري در ميان دانشآموزان باشد. اگر بخواهيم، کودکان و نوجوانان ايراني نيز ميتوانند ((مشق)) بدون ((اشک)) را تجربه کنند. بهطور قطع از رهگذر انجام تکاليف پويا و خلاق،و کنار ساير برنامههايي که براي تربيت آنها بهکار ميگيريم، توانمندي آنها در رويارويي با جهان در حال تغيير، افزايش خواهد يافت و شهرونداني فهيم فراروي ما خواهند بود.
پيش گفتارتکاليف درسي بسيار متنوع هستند و ميتوان آنها را به گونهاي متفاوت براي دانشآموزان طرح کرد. برخي از معلمان، تکاليف درسي را به گونهاي طرح ميکنند که يادگيري فراگيرندگان را با لذت توأم ميسازد. ولي بعضي ديگر، تکاليف درسي را نوعي فعاليت عادي ميپندارند که با انجام آنها، دانشآموزان روي مسائل مهم و نکات اصلي درس، تمرين و تمرکز بيشتري ميکنند و هدف از اين کار آن است که در آن درس، تسلط بهتري پيدا کنند. ![]() متأسفانه انواع اغلب تکاليف درسي که از کوچکترين خلاقيتي بيبهرهاند، فقط((مشغلهاي)) هستند که معلمان براي دانشآموزان خود ميتراشند و هدف آموزشي خاصي در آنها نهفته نشده است. دانشآموزان با انجام اين تکاليف دلسرد ميشوند و لذت و ارزش يادگيري را احساس نميکنند. حتي به اين نتيجه ميرسند که معلمانشان نيز به آنها اهميت نميدهند و آنطور که بايد، درکشان نميکنند. همين امر، موجب وارد شدن لطمه به مراحل تعليم و تربيتي آنان ميشود. بنابر دلايلي، از ديرباز از تکاليف درسي بهعنوان نقطهاي اتکايي در آموزشوپرورش کشورهاي جهان از جمله آمريکا نام برده شده است.4
يکي از آن دلايل اين است که با انجام تکاليف درسي، زمان يادگيري افزايش مييابد و کودکاني که وقت بيشتري را به انجام تکاليف اختصاص ميدهند، بهطور متوسط در مدرسه نيز شاگردان بهتري هستند. کارول5، از روانشناسان پيرو بلوم6، در بحث يادگيري کامل، استعداد را چنين تعريف ميکند: ((استعداد، مدت زماني است که براي يادگيري کامل موضوعي لازم است.)) وي استعداد را با طول زمان متناسب ميداند و ميگويد، اگر بتوانيم شرايطي فراهم آوريم که زمان آموزش براي افرادي که ظاهرا" کماستعداد هستند و در واقع زمان بيشتري را براي يادگيري ميطلبند، افزايش يابد، حتي امکان اينکه آنان هم به يادگيري کامل دست يابند، وجود خواهد داشت. عدهاي معتقدند، براي رساندن دانشآموزان به مرز يادگيري کامل، ميتوان از تکاليف درسي نيز استفاده کرد. ولي با متفاوت بودن دانشآموزان از لحاظ ويژگي هاي فردي که نميتوان براي همهي آنها تکليف يکسان و همگني را ارائه کرد و نيز ساير مشکلات، چه بايد کرد؟ معلمان چگونه ميتوانند بر مشکلات ناشي از تکاليف درسي و اضطرابي که از طريق انجام تکاليف به شاگردان منتقل ميشود، غلبه کنند؟ نظراتي که در اين کتاب ارائه ميشوند، بر مبناي تحقيقات معتبر آموزشي داخلي و خارجي تدوين شدهاند و اطلاعات ارائه شده از بهترين و مجربترين معلمان نيز، به شکلي کارشناسي شده در کتاب درج شده است. در حين مطالعهي اين کتاب، به برخي عقايد آشناي قديمي نيز برخواهيد خورد. اما ممکن است به نکات و موارد خلاقانهي جديدي نيز دست يابيد که براي روش تدريس معلمان مناسب باشد و به کار شما پدران و مادران نيز بيايد. دانشآموزان، معلمان، والدين و معلمان خصوصي، همگي نقش حياتي و مهمي را در مراحل انجام تکاليف درسي برعهده دارند. بياييد با پرمحتوا و غنيساختن و هرچه مفيدتر کردن تکاليف درسي براي دانشآموزان و ايجاد شرايط مناسب براي پرورش خلاقيت فراگيرندگان، در رشد بهينهي نسل آينده خود بکوشيم.
1. تکاليف درسي، دردسري بزرگ براي معلمانمعلمان، همواره از مشکل بودن تکاليف درسي در همهي ابعاد آن سخن گفتهاند. خانم نانسي پائولو، در متن اصلي ((با تکاليف درسي به دانشآموزان خود کمک کنيد))، نمونههايي را از ديدگاههاي چند معلم و چالشهاي گروههاي معلمي، ذکر کرده است. ما هم در حين مطالعات تطبيقي، به چنين مواردي برخورديم. چند مورد از اين نظرات را ميآوريم: * خانم الينور ديزنبوروک7، آموزگار کلاس ششم ابتدايي در درسهاي اجتماعي و قرائت در ايالت ويرجينيا ميگويد: ((مشق شب، از بزرگترين مشکلات و دردسرهايي است که بعد از دو دهه تدريس، هنوز با آن روبهرو هستم.))
* خانم مينو طاهري، آموزگار کلاس اول ابتدايي در يکي از مناطق شمالي تهران که کلاسهاي پرجنبوجوشي دارد، در اينباره ميگويد: ((چون کودکان باهم متفاوتاند و ويژگيهاي فردي هر يک و استعداد و علاقهاي که به يک درس و يا هنر خاص دارند، گوناگون است، سختترين زمان تدريس من هنگامي است که ميخواهم براي اين کودکان تکليف تعيين کنم. به راستي من چگونه بايد عمل کنم؟))
* براي بسياري ازمعلمان، ارائهي تکليف درسي، منشأ اضطراب و نگرانيهاي فراواني است. در سال 1998 در کلرادو آمريکا، در جلسهي بحث و گفتوگوي معلمان و کارگاههاي آموزشي که به همين منظور تشکيل شده بود، شرکتکنندگان دربارهي اين سخن گفتند که چهطور ميتوان راهحلهايي پيدا کرد تا کيفيت تکاليف درسي را بهبود بخشيد. آنان همچنين به دنبال راهي بودند تا با تکاليف درسي، علاوهبر کمک به دانشآموزان در يادگيري مطالب، چنان آن را سرگرم سازند که ديگر مجالي براي بازيهاي رايانهاي مخرب و فعاليتهاي ناسالم ديگر باقي نماند.
* درنيمهي دوم سال 1378، در مناطق داخلي شهر تهران و برخي شهرستانها، دربارهي چگونگي ارائهي تکليف خلاق نشستهايي ترتيب داده شد و تعدادي از معلمان دورههاي ابتدايي و راهنمايي، نمونههايي از تکاليف درسي متنوع و خلاقانهي خود را که با تکاليف عادي و تکراري فرق داشتند، براي حاضران ارائه دادند. اين تکاليف در پايانسال 1378، در جلساتي که ((جشنوارهي تکليف)) ناميده شدند، به نمايش درآمدند. از آن زمان تاکنون، جامعهي آموزشي کشور ما منتظر انتشار اين تجربيات مستندسازي شده است و بهطور قطع معلمان ميتوانند با دراختيار داشتن اين نمونهها، خود به طراحي تجربههايي جديدتر در زمينهي تکاليف درسي خلاق اقدام کنند.
* در جلساتي که در دههي قبل در چند ايالت و شهر آمريکا برگزار ميشدند، تکاليف درسي موضوعاصلي گفتوگوي معلمان بود. درجلسهي معلمان در تگزاس، شرکتکنندگان به مشکلاتي مانند حمايتنشدن ازطرف پدران و مادران در انجام تکاليفدرسي اشاره کردند. در تالار دبيرستاني در کاليفرنيا، دو معلم دربارهي اينکه چگونه ميتوان دردانشآموزان انگيزه ايجادکرد و آنان را به انجام و تکميل تکاليفدرسي تحريککرد، گفتوگو کردند. در نيويورک، در دفتر معلمان، يکي از آموزگاران نقل کرد که سگ دانشآموز کلاس چهارمياش، تکليف درسي رياضي او را پاره_ پاره کرده و جويده است و اين، مورد بسيار حادي بود. چرا که پيش از اين، تنها در مورد پاره شدن تکاليفدرسي توسط برادران و خواهران کمسنوسالتر دانشآموزان در برخي موارد، توسط پدران و مادران عصباني و خشمگين، گزارشهايي دريافت شده بود.
![]() * دکتر غلامرضا حسيننژاد، استاد ايراني و متخصص فناوري آموزشي که در آموزش بسياري از معلمان در گوشه و کنار کشور نقش داشته است، مهمترين پرسش معلمان، بهويژه شاغلان دورههاي ابتدايي و راهنمايي در چند سال گذشته را، ((تکليف درسي)) ميداند. او ميگويد: ((در سالهاي اخير، کلاسي نيست که برخي از مباحث آن به گفتوگو دربارهي تکاليف درسي و چگونگي متنوع ساختن آنها منجر نشود. معلمان، به شکل گستردهاي خواهان فراگيري روشهاي جديد ارائهي تکاليف درسي خلاق هستند و خود نيز تجربههاي خوبي در اين زمينه دارند.))
* دکتر داوود خالقي، استاد تربيت معلم که سالهاي گذشته هدايت دهها کارگاه آموزشي و جلسهي آموزشي معلمان را برعهده داشته، بر اين باور است که تغيير در محتواي تکاليف درسي سنتي آغاز شده است و در صورتي که در ارائهي آموزشهاي نوين به معلمان قصور نکنيم، به زودي شاهد تنوع در تکاليف درسي و گسترش خلاقيتهاي معلمان در اين زمينه خواهيم بود.
*** يکي از مشکلات تکاليف درسي که امروزه تقريبا" همهي معلمان با آن روبهرو هستند، طرح تکاليف پرمحتوا، غني و مناسب و متنوع است. زماني موفقيت دانشآموز بهطور رضايتبخش افزايش مييابد که معلمان به شکلي منظم تکليف درسي طرح کنند و دانشآموزان نيز مسئولانه اين تکاليف را انجام دهند. هرقدر تعداد دانشآموزاني که به کلاس بالاتر ميروند، افزايش يابد، از نظر علمي نيز سود بيشتري نصيب جامعه خواهد شد. ب هطور قطع نقش تکاليف درسي خوب در تربيت مناسب اين دانشآموزان بهعنوان شهرونداني مسئوليتپذير و فهيم، غيرقابل انکار است. تکاليف درسي خلاق، به بهبود عادتهاي خوب و دقت دانشآموزان کمک ميکند. همچنين در گسترش اعتماد به نفس فراگيرندگان و مسئوليتپذيري آنها نقش دارد و مهمتر اينکه عشق به آموختن را در آنان تقويت ميکند.
........................................................................................................................... 1. Nancy Paulu 2. Linda. B. Darby 3. Margaret scott 4. آمريکا همواره از جمله کشورهايي است که ((ادبيات تکاليف درسي و مشق شب)) به نوعي با پژوهشهاي تربيتي انجام شده در اين کشور، ارتباط داشته است. دکتر نادرقلي قورچيان، پژوهشگر ايراني، در تحقيق برجستهاي که دربارهي ((تکليف شب)) انجام داده، در بخش ((سيماي جهاني تکليف شب))، قسمت عمدهاي را به طرح ديدگاهها و تحقيقات انديشمندان آمريکايي اختصاص داده است. 5. Karoll 6. Blom 7. Eleanor Dasenbrook منبعرشد آموزش ابتدايي مهر 88 براساس نوشتهاي از؛ نانسي پائولو - ترجمهي؛ زري آقاجاني مطالعهي تطبيقي و آمادهسازي؛ رشد آموزش ابتدايي
[ 90/10/20 ] [ ] [ علي رحيمي ]
اضطراب ریاضی![]() هدف این مقاله، بررسی اثر بخشی حالت های عاطفی و هیجانی ، به عنوان مولفه های شخصیت یادگیرنده بررفتار ریاضی است. امروزه اضطراب ریاضی مورد توجه و علاقه بسیاری از متخصصان روان شناسی آموزش ریاضی و نیز روانشاسان شناختی است تا از این طریق تأثیرهای هیجانی و بر انگیختگی های روانی شاگردان را در کار ریاضی بشناسند و برای کنترل و مهارعلمی آنها راهکارهای عملی بیابند . در این میان اضطراب و فشار روانی و تعامل آنها با یادگیری ریاضیات جایگاه ویژه ای را در امر آموزش و یادگیری ریاضیات مدرسه و حتی دانشگاهی به خود اختصاص داده است ؛ هر چند که در محافل علمی و آموزشی ما کمتر به آن توجه شده است.
پژوهش ها در سال های اخیر نشان داده اند که اضطراب ریاضی غیر معقول ( اضطراب مرضی ) با ایجاد مانع های جدی شناختی و آموزشی در فراگیران، ضمن ابتلای آنان به ایست فکری و نقصان قابلیت های استدلالی، موجبات تضعیف خود باوری ریاضی را در آنها فراهم می آورد و با ایجاد نگرش منفی به شدت بر عملکرد پیشرفت ریاضی فراگیران موثر می افتد. نوشتار حاضر، با مروری اجمالی بر ادبیات کار در این عرصه می کوشد تاضمن ارائه تعریفی از اضطراب ریاضی چگونگی تعامل میان رفتار ریاضی افراد و مقوله اضطراب ریاضی، را نشان دهد. واژگان کلیدی : اضطراب ، اضطراب ریاضی، حافظه فعال، سبک شناختی .
مقدمهنوشتار حاضر، بر آن است تا چگونگی اثر بخشی حالات عاطفی و هیجانی را( که از مؤلفه های شخصیت فرد است) بر رفتار ریاضی فرد مورد بررسی قرار دهد. متأسفانه به رغم جدی بودن تأثیر عوامل روانی و هیجانی بر عملکرد علمی افراد، به ویژه در علوم پایه واز جمله ریاضیات ، مطالعه در خور توجهی در این باره به زبان فارسی موجود نیست. در حالی که شناخت و کنترل عوامل ( درونی و بیرونی ) پیش برنده یا بازدارنده فراگیران در میدان فعالیت های ریاضی مورد توجه والدین، مربیان و پژوهشگران است .
تغییر حالت های روانی و برانگیختگی ها ی آشکار فراگیران در مقابله با وضعیت های مختلف آموزشی و یادگیری ریاضیات، به پژوهشگران آموزش ریاضی را مصمم تر می سازد تا تأثیرات هیجانی و برانگیختگی های روانی را بر رفتار ریاضی یادگیرنده ها – خواه دانش آموز یا دانشجو – شناخته و برای کنترل علمی و عملی آن در پی چاره بر آیند.
در این مقاله نگارنده، با بررسی و مرور منابع در دسترس و توجه به واقعیت های موجود در امر تعلیم ریاضیات کشور نکاتی را خاطر نشان می کند. به منظور آشکار شدن ارتباط های ساختاری موضوع، ابتدا رفتار ریاضی تعریف می شود.
رفتار ریاضیناظر بر چگونگی بروز دانش ریاضی فرد در موقعیت های مختلف است که تحت تأثیر عوامل درونی و بیرونی واقع می شود. عوامل درونی و عوامل بیرونی به ترتیب نقش بردارهای تسهیل کننده و بازدانده رفتار ریاضی را ایفا می کنند .
هیجان خوب است یا بد ؟ هیجان را معمولاً بی قراری فکر ، احساس و یا حالت تحریک شده عقلانی 2" تلقی می کنند که مانند بسیاری از مؤلفه های مربوط به طبیعت انسان و فعالیت هایش تنها در جریان رشد شخصیت و تفکر او شناخته می شود. هیجان ها ممکن است مخل یا تسهیل گر جریان تفکر و رشد آدمی باشند ؛ که در صورت مخل بودن باید اثر بخشی آنها را بر عملکرد فرد به دقت کنترل کرد و آن را کاهش داد ، به طوری که به عاملی سودمند در خدمت پویایی اندیشه و شخصیت آدمی در آید. روان شناسان ، هیجان مؤثر در کارایی و کفایت افراد را به صورت زیر تقسیم بندی می کنند: الف ) فشار روانی ؛ ب)اضطراب ؛ ج) اطمینان د) ناکامی ؛ ه) ایمنی – بی هراسی پنج مقوله فوق در نیل به هدف ها تأثیر گذارند. در این میان اضطراب و فشار روانی جایگاه ویژه ای در آموزش و یادگیری ریاضیات مدرسه ای و حتی دانشگاهی به خود اختصاص داده است .
به عبارتی ، دنیای ریاضیات نیز از این مشخصه عمده قرن بیستم ، یعنی اضطراب ، بی نصیب نمانده است و به دلیل ویژگی های خاص و طبیعی این شاخه از دانش و معرفت بشری ، آسیب پذیری فراگیران را بیش از سایر شاخه ها ی علوم محتمل می سازد. اینک قبل از پرداختن به اضطراب ریاضی ، مناسب است که ابتدا تصویری روشن از مقوله اضطراب به طور کلی داشته باشیم . اضطراب چیست ؟ در متون روان شناسی اضطراب با معانی گوناگون به کار رفته است. به طور کلی اضطراب بیانگر حالت هیجانی نامطلوبی است که محصول فشار و کشمکش های روانی افراد می باشد و مشخصه بارز آن ترس از وقوع حوادث آینده است . چنانچه این ترس و تشویش، مبهم و پراکنده بوده و وابسته به چیز معینی نباشد و یا به صورت افراطی در آید آن را اضطراب نوروتیک گویند . ![]() هرگاه فرد در وضعیتی قرار گیرد که در رویارویی با مشکلات وخطرهای احتمالی از اعمال توانایی های خود نامطمئن باشد، آن گاه او مضطرب قلمداد می شود. مانند رانندگی روی سطح لغزنده یا شرکت در امتحان ریاضی و... اصولاً تمایل به انتظار ناخوشایند از نتیجه کارها یکی از ویژگی های افراد مضطرب است. به علاوه ، بنابر پژوهش های انجام گرفته اضطراب و افسردگی به نحوی به یکدیگر مربوطند ؛ به طوری که افراد افسرده غالباً مضطرب هستند.
ادامه مطلب [ 90/10/15 ] [ ] [ علي رحيمي ]
سکوت ذهنی![]() تمرین سکوت ذهن، تمرینی پایه ای است در مراقبه ی ( Meditation )شرقی، فرد را برای مهار کردن ذهن آشفته و رساندن او به سکوت ذهنی یاری می کند. این تمرین همه جا قابل اجراست و برای تمرکز بیش تر دانش آموزان در کلاس و توجه به مطالب درسی، بسیار مؤثر می باشد. این تمرین به صورت آزمایشی روی دانش آموزان اول متوسطه اجرا شد؛ نتایج نشان داد آرامش دانش آموزان در کلاس درس و هم چنین تمرکز و دقت آن ها هنگام تدریس معلم به طرز معنا داری بیش تر شده است. تمرین سکوت ذهن را می توان قبل از تدریس برای تمرکز بیش تر و یا بعد از تدریس برای استراحت ذهنی دانش آموزان انجام داد. مدت زمان اجرا 10 الی 15 دقیقه می باشد. برای انجام این تمرین از دانش آموز بخواهید این مراحل را یک به یک انجام دهد: 1- راحت بنشیند و چشم ها را ببندد. 2- تمام افکاری که باعث اختلال ذهنی و حواس پرتی او می شود، در ذهن تجسم کند. در این مرحله او باید ذهن خود را مانند حوضچه ای در نظر بگیرد که تمامی افکار مزاحم در آن شناور هستند. ( مدت زمان در این مرحله 4 الی 5 دقیقه در نظر گرفته می شود. ) ![]() 3- یک کلمه آرامش بخش ( مانند واژه رها یا آرامش ) را در ذهن مانند قطره جوهری که بر آب می چکد و در سطح آن پخش می شود، بچکاند؛ به نحوی که تمام سطح ذهن را پر کند و تمام افکار مزاحم را پاک نماید و از بین ببرد. مرحله ی سوم تمرین را باید همراه با تنفس های عمیق انجام دهد و بهتر است هنگام بازدم کلمه رهایی را در ذهن ایجاد کند و تمام سطح ذهن را با آن پر نماید. ( مدت زمان در این مرحله 8 تا 10 دقیقه در نظر گرفته می شود. ) دانش آموز می توانداین تمرین را قبل از شروع به خواندن دروس زیر انجام دهد.
رشد مشاور مدرسه - پروین اعتصامی [ 90/10/12 ] [ ] [ علي رحيمي ]
رفتار معلم و سرزندگی دانش آموزان ![]() یادگیری دانش آموزان تا اندازه ی زیادی، منوط به حضور واقعی آن ها در کلاس درس است. به این معنی که در رویای روزانه نباشند و توجه و تمرکز آن ها، معطوف به معلم باشد. برای این کار، معلم باید بتواند در آن ها شور و اشتیاق یادگیری را ایجاد کند و بدون وجود شور و اشتیاق در خود معلم، امکان انتقال آن به دانش آموزان وجود ندارد. دانش آموزان برای این که انگیزه ی درونی نسبت به درس داشته باشند، باید از محتوای آن لذت ببرند، به همین دلیل معلم باید بتواند به صورتی دل پذیر، محتوای درس را ارائه کند. انگیزش درونی نسبت به یک فعالیت، به دلیل ماهیت لذت بخش آن تکلیف است؛ حتی اگر پاداش های بیرونی و تقویت برای فرد وجود نداشته باشد. انگیزش درونی نسبت به آموزش و یادگیری، در کلام معلمان بزرگی از قبیل روسو و دیویی دیده می شود.
دو متغیر مفهومی مهم، بر انگیزش درونی تأثیر می گذارند، یکی انگیزه ی تعیین شده توسط خود می باشد که، نشان دهنده ی انتخاب توسط آزمودنی است و نیز مواد آموزشی که برای فرد معنی دار بوده و بنابراین در وی انگیزش درونی نسبت به خود ایجاد می کنند. متغیر مهم دوم، ارتقاء شایستگی ادراک شده از طریق دادن بازخورد مثبت و سطوح چالشی بهینه است. هرگاه معلم دروس خویش را به صورتی معنی دار عرضه کند و نیز دانش آموز انتخاب های خویش را با اهمیت دیده و دیدگاه خود را در محتوای کلاس تعیین کننده ببیند و نیز مطالب، به گونه ای عرضه شوند که از سطح توانایی وی خیلی فراتر یا فروتر نبوده و برای وی چالش انگیز باشد؛ همچنین وقتی پس از ارائه ی پاسخ های مناسب، بازخورد مثبتی از معلم دریافت کند، در آن صورت، انگیزش درونی وی افزایش خواهد یافت.
یک نظریه ی ضمنی در تعلیم و تربیت، این است که انگیزش درونی به صورت تعاملی و بین فردی است که در ضرب المثل ها و فرهنگ های گوناگون بازتاب یافته است، بر مبنای آن، هرگاه معلم انگیزش درونی به درس داشته باشد، می تواند این انگیزش را در دانش آموزان خود به وجود آورد.
بنابراین، اشتیاق معلمان به شور و شوق دانش آموزان تبدیل می شود و می تواند از معلم به دانش آموزان انتقال یابد؛ دانش آموزانی که تصور کنند معلم آن ها برای آموزش داوطلب شده است، بیش تر از دانش آموزانی انگیزش درونی نسبت به درس دارند که تصور کنند، معلم به دلیل پولی که به وی پرداخته می شود به آن ها تدریس می کند؛ به عبارت دیگر، معلم به صورت مدلی است که متغیرهای روان شناختی از طریق وی در دانش آموزان درونی می گردد.
رابطه ی شور و شوق معلم با اثربخشی وی، در پژوهش های متعدد دیده شده است؛ مثلاً تأثیر آن بر پیشرفت تحصیلی دانش آموزان، عملکرد در آزمون، یادآوری انجام تکالیف درسی، درجه بندی اثربخشی معلم، نگرش دانش آموزان به یادگیری و ... با توجه به این که انگیزش درونی، باید معطوف به درون دانش آموزان باشد تأثیرگذاری شورمندی و اشتیاق معلم، که یک محرک بیرونی است، تا حدودی شگفت آور به نظر می رسد. ![]()
در مقاله ی حاضر، علاوه بر انگیزش درونی، تأثیر رفتارهای معلم بر سر زندگی دانش آموزان نیز بررسی شده است. سرزندگی را می توان، سنجش تجربی انرژی روانی دانست که از زمان فروید، مطرح بوده است. پژوهش های اخیر، وجود رابطه ی بین سرزندگی و بهداشت روانی و نیز پیامدهای رشدی دیگر را نشان داده اند. اشتیاق و سرزندگی، به لحاظ مفهومی، با یک دیگر شباهت دارند، با این تفاوت که تظاهر رفتاری انرژی روانی در شورمندی و اشتیاق، و تظاهر ذهنی آن در سر زندگی است.
ادامه مطلب [ 90/10/04 ] [ ] [ علي رحيمي ]
طراحی سؤال 1 ![]() اشاره هر معلمی برای آگاهی از میزان اثربخشی تدریس و ارائه بازخوردهای هدایت کننده به دانش آموزان، نیازمند جمع آوری اطلاعات درباره ی عملکرد تحصیلی آنان است. به همین منظور در این مقاله مطالبی همچون سنجش و اهمیت آن، عملکرد تحصیلی، جهت دهی به آموزش از طریق طراحی سؤال خوب، ویژگی های ابزار سنجش و طرح سنجش مورد بحث قرار گرفته است.
سرآغاز همان طور که می دانیم، اصطلاح «سنجش» به معنای فرآیند جمع آوری اطلاعات درباره ی عملکرد تحصیلی و یادگیری دانش آموزان، به منظور تصمیم گیری آموزشی در ارتباط با نحوه ی کمک به تعمیق، بهبود و اصلاح یادگیری آنان است. به این منظور، به روش ها و با استفاده از ابزارهای متنوعی می توانیم اطلاعات مورد نیاز برای سنجش پیشرفت تحصیلی و یادگیری دانش آموزان را جمع آوری کنیم. از جمله ی این روش ها و ابزارها می توان به آزمون های عینی و غیرعینی، فهرست وارسی، مقیاس درجه بندی، پرسش نامه، پروژه، انجام تکالیف، پرسش شفاهی، پوشه ی کارنما و نظایر آن اشاره کرد.
برای هر معلمی، طراحی و تهیه ی ابزار مناسب به منظور سنجش و به دنبال آن قضاوت درباره ی عملکرد تحصیلی و یادگیری دانش آموزان، از ضروری ترین و تخصصی ترین کارهاست و جزء مهارت های اساسی حرفه ی معلمی به شمار می آید. با وجود این، عده ی بسیار کمی از معلمان قادرند با توجه به اصول علمی و فنی مرتبط با طرح سؤال، سؤال هایی را طراحی کنند. این مسئله ریشه در کیفیت و محتوای برنامه های کارورزی و آموزش هایی دارد که برای معلمان، به منظور آمادگی و کسب مهارت های معلمی ارائه می شود. زیرا در این برنامه ها نیز به آموزش مهارت های اساسی سنجش و ارزشیابی پیشرفت تحصیلی دانش آموزان بهای کمی داده می شود.
در نتیجه، معلمان به منظور آگاهی از پیشرفت تحصیلی دانش آموزان به روش ها، ابزارها و سؤال هایی متوسل می شوند که پیامد آن، هدایت ناخواسته ی دانش آموزان به سوی یادگیری سطحی محتوای آموزش و در نهایت تربیت دانش آموزان سطحی و کم سواد می شود. در صورتی که اگر معلمان برای سنجش عملکرد تحصیلی دانش آموزان از روش ها و ابزارهایی استفاده کنند که درک و فهم، حل مسئله، استدلال، تفکر، و کاربرد آموخته ها در شرایط واقعی را بسنجند، پیامد آن تربیت دانش آموزانی است که به سوی مطالعه ی عمقی، درک مطالب و ساخت دانش ترغیب می شوند. زیرا چگونگی مطالعه و یادگیری دانش آموزان، به طور مستقیم از ماهیت سنجش عملکرد تحصیلی آنان تأثیر می پذیرد.
جهت دهی به آموزش از طریق طراحی سؤال خوب ![]() طرح سؤال نقش کلیدی و اساسی در جمع آوری اطلاعات به منظور آگاهی از تحقق انتظارات آموزشی یا پرورشی و بهبود و توسعه ی یادگیری دانش آموزان ایفا می کند، زیرا از طریق طرح سؤال ها و استفاده از روش و ابزار مناسب، می توان به محدودیت ها و نارسایی های موجود در عناصر نظام آموزشی (معلم، دانش آموز، محتوای آموزش، آیین نامه، شرایط و موقعیت آموزش، شیوه های یادگیری- یاددهی، و...) پی برد و بر اساس نتایجی که از تجزیه و تحلیل اطلاعات جمع آوری شده به دست می آید، در جهت اصلاح و بهبود امور و فعالیت های آموزشی، و جهت دهی به فرایند آموزش معلم و یادگیری دانش آموزان اقدام کرد. بنابراین، همان طور که از مطالب بالا استنباط می شود، سنجش می تواند بر فرایند یادگیری دانش آموزان و آموزش معلم تأثیر عمیقی بگذارد. اما اگر از سنجش به عمل آمده، برای نمره دهی به دانش آموزان استفاده کنیم، دانش آموزان به این نتیجه می رسند که باید برای قبول شدن و کسب نمره ی بالا تلاش کنند. در نتیجه، به جای تأکید بر یادگیری، به مطالب توجه خواهند کرد. به این ترتیب، چگونگی مطالعه و یادگیری دانش آموزان، تحت تأثیر ماهیت سنجش عملکرد تحصیلی آنان قرار می گیرد.
بنابراین، اگر عملکرد تحصیلی دانش آموزان را با سؤال های سطحی بسنجیم، به پرورش یادگیرندگانی با یادگیری کم عمق و سطحی کمک کرده ایم و این همان آفتی است که نظام آموزشی ما را دچار چالش کرده است. به همین دلیل است که ویگینز می گوید: اگر آزمون ها تعیین می کنند که معلمان عملاً چه چیزی را آموزش بدهند و دانش آموزان چه چیزی را یاد بگیرند، پس راه اصلاح آموزش، راهی مستقیم اما سر بالاست؛ پس باید توانایی ها و عادت های اساسی و مهم را آزمون کنید.
ادامه مطلب [ 90/09/23 ] [ ] [ علي رحيمي ]
هفت مهارت عملی پژوهش
|
||
| [ طراحي : ايران اسکين ] [ Weblog Themes By : iran skin ] | ||